سيد محمد حسن مرعشى شوشترى
65
ديدگاه هاى نو در حقوق كيفرى اسلام ( فارسى )
صورت عدم فرار ( با تمكن از فرار ) نيز بايد مدافع را مسئول خسارات وارده بر مهاجم بدانيم ، زيرا رعايت آسانترين راه را براى دفاع از خود نكرده است ، و اين امر مردود و غير مقبول مىباشد ، حتى در پارهاى از موارد هر چند فرار ممكن باشد ، اما شرعى و قانونى نيست مانند فرار از جنگ ، زيرا در جنگ مسأله حفظ جان ، مال و يا عرض شخصى مطرح نيست ، بلكه ملاك در جنگ حفظ دين و كيان مسلمين و مال و عرض آنان است كه داراى جنبه عمومى مىباشد . بنابراين اگر دشمنى به مرزهاى اسلامى حمله نمايد نه تنها نبايد فرار كرد ، بلكه دفاع نيز واجب مىگردد . به عبارت ديگر در مسأله جنگ امكان فرار شرعاً و قانوناً وجود ندارد ، هر چند امكان آن عرفاً وجود داشته باشد . زيرا در جنگ دفاع شخصى مطرح نيست تا فرار امرى مشروع و قانونى باشد بلكه مقصود از جنگ دفاع از كشور و مردم و دين آن مىباشد و فرار در چنين مواردى عقلًا و شرعاً و قانوناً حرام است . با توضيحاتى كه داده شد حكم مسأله زدن نيز معلوم مىگردد زيرا درست است كه صيحه كشيدن و داد زدن براى دفع مهاجم واجب است اما اگر دشمن بازهم او را مورد حمله قرار دهد و مدافع ناچار شود نسبت به وى جنايتى وارد آورد ، مسئول نخواهد بود ، زيرا سبب كه حمله دشمن باشد از مباشر اقوى خواهد بود . در ارتباط با نگاه كردن : هرگاه شخصى قصد داشته باشد تا از راه نامشروع به زن و يا دختر كسى نگاه كند و به خانه او از محلى نظر افكند و دفع او نيز با نهى از منكر ممكن نباشد ، آيا دفع او با زدن و يا حتى مراتب شديدتر از آن واجب است و يا جايز است ؟ از كلمات فقهاء مستفاد مىگردد كه دفاع از عرض مطلقاً واجب است ، خواه تجاوز به عرض از راه زنا باشد و يا از مراتب نازلتر . حضرت امام قدس سرّه در مسأله 30 از باب دفاع مىفرمايد : هر كس به قصد نگاه كردن به ناموس قومى به خانه آنان نظر افكند و آن نظر شرعاً حرام باشد ، صاحب خانه مىتواند او را از انجام چنين كارى منع نمايد بلكه منع او در چنين صورتى واجب است و اگر منع و زجر كافى نبوده و ناچار گردند كه او را با سنگ و يا آلات قتالهاى دفع نمايد و اين عمل موجب جنايتى بر وى گردد ،